|
آجر روی آجر می ذاره ./می خواد پنجره هارو بگیره /که این نور لعنتی /این اذان صبح /این الله اکبر وارد خونه نشه /که آشنا/ اون یاروی بی همه چیز/ نیاد و همه چیزه شو ببره /که انگشتاشون زمزمه نشه رو ی بدنش /که حرف و حدیث/ چرخ نخوره بیاد خرابش بکنه /که دوری/ که چشم دیدن آدم هارو نداره /حالش از اسمونه با لا ی سرش بهم می خوره/ که سر صبح /این خورشید لعنتی بیادو جلوی چشمهاشو بگیره/ تا این تاریکی رو نبینه /آجر روی آجر.
روز ها از پی روز های دیگه/ ثانیه به دقیقه/ دقیقه به ساعت / بند می شه آجر روی آجر/ شب شده/ اتاق تاریک تاریکه /.نوری نیست/ حرفی نیست /حدیثی نیست/ کسی نیست که بیاد تنهایش بدزده /خیالش آسودست /پنجره هارو باآجر گرفته/ + نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386 18:21 توسط ا ل م ی ر ا |
|