|
عجب گرفتاری شده ام/مدام راه می آیم/مثل راهی که کش می آید/ با بارشی یکریز/سفید و درشت/برف دانه های خیس/کلاُ شره می رود/روی لب و لوچه ات/ دست تکان دادن بیهوده من/ راستی المیرا/همین زودیها.... می دانی که؟ قرار است برویم روسیه/ در مورد بار و بندیل/ یادت که هست؟/ بین خودمان باشد / اسماعیل چیزی نمی داند(نوشته شده توسطدودا) + نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385 0:12 توسط ا ل م ی ر ا
چاپینترا چونامی چاپارتانا چوپ/ بدم می آید از این همه چاپار که بر روی نام تو می رقصد!می پری بالا و پایین چاپنترا /سگ توله ی عوضی/ آواره ی پا پتی /زبون نفهم اساطیری /به نظر سید قوام تو هم یکی از گنده گوزای ذهن منی/گفتم سید قوام تا قوام یابم/به ددامی گم بزنه توی گوشت پدر سگ تا بفهمی چرخیدن روی حرف چاپار من یعنی چی ؟/هی مترسک خل و چل چرخونکی /اونقدر بچرخ تا دورت بزنن/ هی دودای احمق این قدر چادر نکش روی خودت /بذار چونامی ببینه شکمت بال اومده/بذار از دیدن تو چادر بزنه رو حرف من ؟/هاها دودا شده دوتا /دوتا توی دودا/دودا اونا با تو می شن دوتا/ دودا بیا بچته قورت بدم /تا بالاش نیوردی/ خنده دار مضحک مسخره خودتی/ تو دروغ میگی چونامی، که دست به دودا نزدی/ دودا خود ش جای انگشته شصتتو روی رون چپش/ نزدیک به بالای برآمدگی چپ باسنش/ به من نشون داد/ زمخت و زشت مثل خودت،/تو انگشت کردی توی ،... توی گوشاش /تا کسی صدای جیغ دودا رو نشنوه /،بعد دزدکی زدی توی سرش /که بگی بدبخت/ شکمت بالا اومده /می خوام استفراغت کنم چونامی!!/ + نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385 11:23 توسط ا ل م ی ر ا |
|